سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸  فراموش نکنید که با رد کردن هر وسوسه ی کوچک، کمی به توانا کردن اراده ی خود کمک کرده ایم، حال آنکه با رد کردن وسوسه های بزرگ، این نیرو چند برابر خواهد شد.  Tuesday 9 February 2010  


   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   
   

 

 جستجو 

 

  nms.ir

به ما لينک دهيد
 

 

 عضويت در خبرنامه 

  
 

خروجی های مطلب



 

 آمارها 

کاربران بر خط: 6
امروز: 523
ديروز: 731
مجموع: 1634869
مطالب ثبت شده: 495
 

 
     شرکت‌های فعّال در ایران:  
 
 
انتقادی به مقاله
 
کد مطلب: 50
تاريخ: پنجشنبه ۶ مرداد ۱۳۸۴
منبع: NMS.ir
درجه: مهم

يادداشت: با توجه به درخواست بازدید کننده محترم و با توجه به اینکه نقد ایشان قابل تامل به نظر می رسد مقاله ایشان را در ذیل آوردم
   
 
 
 
با سلام
با توجه به درخواست بازدید کننده محترم و با توجه به اینکه نقد ایشان قابل تامل به نظر می رسد مقاله ایشان را در ذیل آوردم
با تشکر
َAdmin سایت NMS

**************************************************



بسمه تعالی
با سلام
بعد از مطالعه متن آقای بید آباد موارد زیر به نظرم رسید که برای روشن شدن موضوع مفید باشد (البته بنده متن کامل (اسکن شده) آن را در روزنامه پول خوانده ام و برای مسئول این سایت نیز آن را Email نموده ام امید است مسئول سایت آن را در NMS قرار دهد):

برای مطالعه این متن خواهشمندم ابتدا مقاله آقای بید آباد را مطالعه نموده و سپس بر اساس ترتیب صحبت های ایشان این مقاله را مطالعه نمایند.
1- اولا این نقد اولین نقد علمی در حوزه اقتصادی نیست. (شما کافی است سری به آرشیو روزنامه های مختلفی مانند شرق، همشهری، ایران و ... زده و نقد های قبلی را ببینید.)
2- هر محدودیتی دلیل بر گران شدن آن کالا در آینده نیست مثلا اگر یک کتاب با تیراژ محدود الان چاپ شود چه ضمانتی دارد که در آینده به قیمت بسیار بالاتری بیرزد و بفروش برسد. (هیچ اقتصاددانی حداقل از منظر علمی مدعی موضوعی که حتما در آینده اتفاق بیافتد نیست و پیشگویی کاری وراء علم است.(شاید آقای بید آباد علم پیشگویی نیز بلد می باشند))
3- تیراژ 8 هزار و 10 هزار و ... تیراژ محدودی نیست معمولا تیراژی 10 – 50 بین کلکسیون ها محدود و محبوب است. ( برای اثبات این مدعی سری به میدان فردوسی بزنید تا تیراژ مسکوکات کلکسیونی را در بازار متوجه گردید.)
4- مانند همین سکه و با همین مشخصات قابل ضرب است، لذا محدودیت بدین معنی نداریم و اینکه بگوییم بانک آن را با گارانتی خود تایید نموده خلاف واقع می باشد ( چند خط پایین تر توضیح مبسوطی داده ام (مورد 7 )) علاوه بر این با فرض محال اینکه بانک محدودیت و مرغوبیت و ... را تایید نموده است می توان گفت بانک مثلا سومالی تنها مسکوکات شرکت QI را تایید نموده است و از کجا معلوم شرکت دیگری همان سکه با همان ویژگی ها را ضرب نکند ( سکه 24 عیار با وزن 1 OZ و با نقش خاصی بر روی آن ). ممکن است اینجا حق کپی رایت مورد سوال قرار گیرد که در پاسخ، شما را به قوانین Copyright آمریکا ارجاع می دهم تا ببینید به چه مواردی حق کپی تعلق می گیرد)
5- این جوک تاریخی است که بگوییم برای آیندگان از هم اکنون آثار تاریخی و عتیقه می سازیم مثلا بگوییم از هم اکنون برای آیندگانمان تخت جمشید می زنیم آن هم با تیراژ 5 هزار تا.
6- ارزش هر جنس به قیمت روز آن بر می گردد نه قیمت آینده آن ، مثلا شما نمی توانید یک زمین بایر را بیشتر از قیمت واقعی آن بفروشید به امید اینکه بعدا از کنار اتوبانی می گذرد و هیچ آدم عاقلی حاضر به خرید چنین زمینی نخواهد شد. ( پس چرا کوئستی ها سکه را بیش از قیمت واقعی آن می خرند؟ چون دلیل خرید اصلا سکه نیست بلکه رسیدن به پورسانت می باشد مانند اینکه شما حدس بزنید در همان زمینی که بیش از قیمت واقعی به فروش می رسد یک گنج نهفته است شما آن قیمت بیشتر را می پردازید اما نه به امید اینکه از کنار آن اتوبانی در آینده رد خواهد شد بلکه به امید رسیدن به گنج)
7- چیزی که بانک ها تایید نموده، محدودیت نیست. هر اقتصاددانی می داند که گارانتی بانک جهت این است که مثلا اگر ده سال دیگر قیمت طلا افت کرد تا جایی که ارزش قیمت وزنی آن از قیمت ارزش گارانتی کمتر گردد صاحب سکه با مراجعه به آن بانک می تواند سکه را داده و مبلغ گارانتی را بگیرد. (مثلا سکه حضرت امام (ره)، 50 دلار از بانک سومالی)
8- در آن جلسه (پرزنت) به دروغ و کذب احکام شرعی و قوانین حقوقی و اخبار واقع شده گفته می شود. (جعل احکام مراجع و قوانین حقوقی)
9- قسمت دوم به همین سادگی که فرمودید نیست یعنی صرفا بازاریابی ساده و عادلانه ای صورت نگرفته است به عبارتی روی هر چیزی که اسم بازاریابی بیاید دلیلی ندارد سالم است مثلا اگر کسی برای فروش مواد مخدر بازاریابی کند آیا آن بازاریابی به صرف یک عمل تجاری بازاریابی صحیح است یا به دلیل مضرات مواد مخدر این بازاریابی مورد نهی و نفی قرار گرفته است.
10- در گلدکوئست یا مای سون دایموند یا گلد ماین به دلیل اینکه بالغ بر 93 درصد افراد دچار ضرر می شوند (محاسبات در سایت موجود است) فعالیتی غیر عادلانه و کلاهبرداری می باشد.
11- ارزش مسکوکات شرگت گلد کوئست بنا به گفته کارشناسان یا با مراجعه به اینترنت و مقایسه آن با قیمت سکه هایی از همین دست بسیار پایین تر از قیمت فروخته شده می باشد. همچنین بر طبق قانون عدم Arbitrage در صورتی که قیمت این سکه ها با قیمت فروخته شده تفاوت چندانی نداشته باشد پس حتما شرکت گلد کوئست اینترنشنال متضرر می باشد. (این هیچ ربطی به قانون سقف در آمد ندارد لطفا موضوع را با سقف خلط بحث نکنید)
12- در وصف خارج شدن ارز از کشور همین بس که گفته شود اکثر پورسانت ها از طریق Ecard و از طریق گرفتن پول فروش این Ecard ها(به زیر دستی ها و ورودی های جدید) که این Ecardها هیچ ارزشی به جز برای شرکت و مشتریانش ندارد دریافت می گردد. و حتی پولی به کشور وارد نمی گردد.
13- با فرض عضویت 500 هزار نفر در گلد کوئست چیزی حدود 240 میلیون دلار ارز از کشور خارج شده است؟ سوال من این است که ارزش افزوده این 240 میلیون دلار بیشتر است یا ارزش افزوده سکه هایی محدود در شرایط گذر زمانی مساوی. ( که تازه در شرایطی که پیش بینی درست از آب در آید و سکه ها گران شوند)
14- جالب است که دوستان گلد کوئستی در صفحه دوم پرزنت خود فعالیت بازاریابی (واسطه ها ) که به قول شما تجار هستند را غیر ضروری و مضر می داند حال آنکه شما آن را مفید می دانید.
15- ضمنا منظور از این که این شرکت و فعالیت هایش غیر مولد است باید به صورت سیستمی به آن نگاه کرد 500 هزار بازاریاب برای فروش 500 هزار سکه؟ کجای دنیا به این کار مولد می گویند؟ آیا این شغل کاذب نیست؟ آیا تولیدی که انجام شده نیاز به این همه بازاریاب داشته است؟
16- پاسخ به سوال شما بسیار انحرافی تر می باشد ؟ بنده ربط پاسخ شما و سوال را نمی فهمم؟ 500 هزار سکه بهار آزادی آیا 500 هزار بازاریاب دارد؟ اصلا اصل قضیه فرق می کند این کاری که گلد کوئست انجام می دهد نوعی فروش شبکه ای کاذب است در حالی که سکه فروش، فروش مستقیم (Direct selling) می کند. ضمنا شما چرا درصد سود بازاریابان را بیان می کنید بهتر نیست درصد ضرر 93 درصدی افراد را بیان کنید؟ آیا در فروش سکه هم 93 درصد بازاریان متضرر می شوند؟
17- امید واهی دادن نیز موجب فسق قرارداد می شود که الحمد ا.. در گلد کوئست از این امیدهای واهی تا دلتان بخواهد داده می شود (به عنوان مثال در صفحه ای که به شما می گویند حدستان در مورد اینکه دو نفر را در چند ماه می توانید وارد کنید و با کمی محاسبه به شما نشان می دهند شما به در آمد 82.250 دلاری بعد از گذشت 10 Step می رسید. چرا نمی گویند اگر همین طور که تو می گویی و با فرض اینکه تو اولین نفر موجود در دنیا باشی بعد از 32 Step باید تمام جهان وارد چنین کاری شوند؟)
18- همانطور که قبلا گفتم شما کافی است در اینترنت رفته نمونه های دیگری سکه ها مشابه متعلق به شرکت های دیگر را مقایسه نموده تا به عمق فاجعه آشنا شوید؟
19- جهت اطلاع شما اقتصاددان محترم؟ علت گرانی سکه های بهار آزادی کلکسیونی بودن آن نیست؟ علت؛ کنترل تورم و نقدینگی است. یعنی بانک مرکزی با بالا و پایین بردن قیمت سکه موجب کنترل نقدینگی و متعاقب آن تورم در بازار می شود.
20- در انتها باید یاد آور شوم که ایشان آیا در این صلاحیت هستند که درمورد قوانین کشور یا احکام مراجع اظهار نظر کنند؟ بالاخص در این مورد که هم منع قانونی و هم حرمت شرعی دارد؟

بنده در حوزه فقهی اطلاعاتم زیاد نیست که اشکالات این آقای بید آباد در انجا را نیز بیان کنم که از دوستانی که در آن حوزه تخصص دارند خواهشمندم نقدی بر مطالب ایشان در این حوزه بنویسند.

در پایان از مسئول محترم سایت خواهشمندم در صورت امکان مطالب این Comment را با عنوان نقدی بر مقاله آفای بید آباد در قسمت مقالات خود مندرج نمایند.

ممنون و متشکر
M_I

**************************************************




انتقاد از محدودیت پول جوئی شبکه ای

دکتربیژن بید آباد صاحب نظری است که جدا از گرایش های قومی و قبیله ای اقتصاد سیاسی ایران برای نخستین بار پول جوئی شبکه ای را به نقد و بررسی کشانده است.

*چه نامی روی فعالیت شرکت هائی نظیر گلدکوئست می توان گذاشت؟
فعالیت های گلدکوئست و افرادی که به این نوع فعالیت ها جذب می شوند عملا مشتمل بردونوع فعالیت اقتصادی است. فعالیت اول عمل خریداری سکه یادگاری (کلکسیونی) طلا یا سایر کالاها است. این عمل به عنوان خرید طلا تلقی شده که ازلحاظ مبحث انتظارات عقلایی در اقتصاد که مبحث مهمی در قیمت گذاری آتی کالا به شمار می رود، کالایی است که قیمت آن در آتیه رو به رشد خواهد بود زیرا عرضه هر کدام از کالاهای گلدکوئست براساس تعداد معین و محدود بوده و عرضه آنها بیش از مقدار مشخص شده افزایش نخواهد یافت. همانطور که محدود بودن آن را بانک های مختلف مشخصا تایید کرده اند. به عبارت دیگردر بخش اول این فعالیت فرد یک کالا یا سکه ای را خریداری می کند که انتظار دارد قیمت آن درآینده افزایش یابد. بخش دوم از فعالیت فعالان گلدکوئست به شیوه ای از بازاریابی ختم می شود که براساس اینکه فرد چند سکه یا جواهر یا کالاهای دیگر شرکت گلدکوئست را طبق شرایط خاصی بفروشد مبالغی به عنوان شرایط ضمن عقد تلقی شده و به خریدار طی جلسه ای تفهیم می شود که هم وجاهت شرعی و هم وجاهت قانونی دارد. بدین ترتیب هر فعال بازاریاب گلدکوئست اقدام به دو عمل مشخص خرید و بازاریابی کالاهای شرکت مزبور را می کند فعالیت نوع اول بیع صرف و فعالیت نوع دوم جعاله و حق العمل کاری نامیده می شود این دو معامله هم در فقه اسلام مشروع است و هم در قانون ایران معارض حقوقی ندارد و در قانون
تجارت نیز پذیرفته شده است. چنانچه خرید سکه به سایر کالاهای شرکت گلدکوئست نظیر خرید خدمات اقامت در هتل ها (vacation) و خدمات اشتراک اتصال به اینترنت (iconnect) تعمیم یابد درطبیعت معاملات فوق تغییری ایجاد نمی شود.

*آیا تجارت های گلدکوئست منجربه ضربات مالی به اقتصادکشور یا خروج ارز از کشور می شود؟
واردات کالا باعث خروج ارز از کشور می شود اگر این موضوع را مد نظر قرار دهیم در سال، به خصوص سال های اخیر ارقامی بین 40-30 میلیارد دلار خروج ارز از کشور داشته ایم ولی در قبال این خروج ارز کالاهای زیادی وارد کشور شده است. در قبال خرید از شرکت گلدکوئست نیز همین طور کالا و خدمات به کشور باز می گردد. واردات از گلدکوئست شامل دو دسته کالا می باشد، که کالای اول طلا و جواهرات است و کالای دوم می تواند خدماتی از موارد مذکور در فوق باشد. طلاهای شرکت گلدکوئست علی القاعده ارزشی بیش از بهای وزن فلزی آن دارد و از طرفی دیگر آینده پر قیمت تری نیز برای خود محتمل نموده است. واردات طلای گلدکوئست باعث می شود تا ارزش کالای وارداتی ما در سالهای آینده بیش از ارزش خریداری شده آن نیزشود. اگربرفرض محتمل که هیچ بعید هم نیست قیمت طلاهای گلدکوئست – همانند قیمت سکه های گلدکوئست طرح امام خمینی که به بیش ازسه برابر قیمت افزایش یافت _ عملا ارزش واردات طلای گلدکوئست نیز افزایش یابد یعنی با واردات طلای گلدکوئست نه تنها خروج ارز نداشته ایم بلکه بیش از ارزش معامله نیز واردات ارزی داشته ایم. در مجموع اینکه می گویند خرید طلای کلکسیونی باعث خروج ارز می شود شاید تا حدودی تنگ نظری و عدم توجه به مسایل تجارت طلا در سطح بین المللی باشد. نوسان قیمت طلا یک پدیده قطعی است و نمی توان همچنان مطمئن بود که قیمت طلا افزایش خواهد یافت. به دلیل اینکه عرضه طلا در جهان روند بطئی افزایشی دارد ولی قیمت طلاهای گلدکوئست بدلیل حق ضرب محدود آن قابل افزایش در آرم ( سمبل ) ضرب شده نیست و این مزیت طلای گلدکوئست یا هر طلای کلکسیونی یا یادگاری است.

*برخی می گویند این تجارت به دلیل آنکه کالایی تولید نمی کند توجیه یا ارزش اقتصادی ندارد و فعایت کاذب است، نظر شما چیست؟
واژه فعالیت کاذب اصطلاحی است که افراد ناآگاه به ادبیات اقتصادی آن را به کار می بندند. این واژه در متون اقتصادی علمی مورد استفاده ندارد و اصولا این نگرش یک نگرش غلط اقتصادی است. برای مثال تمام فعالیت فعالیت بازرگانان اعم از بازرگانی خارجی و بازرگانان داخلی در زمره فعالت های خدماتی می گنجد.کلیه بارزگانان بدون اینکه فرایند پردازش جدیدی بر کالاها اعمال کنند اقدام به خرید و فروش کالا می کنند. آیا عمل آنها غیر اقتصادی یا کاذب است؟ و آیا آنها با این عمل مرتکب ایجاد ناهماهنگی وسوء رفتار درفرایند تخصیص منابع شده اند؟ مسلما پاسخ این سئوالات منفی است. در فعالیت های بازرگانی طیف وسیعی از معاملات وجود دارد که خرید و فروش طلا یک شق مشهور از آن است. اگر بخواهیم از این دیدگاه تنگ نظرانه خرید و فروش طلا را انحرافی در فعالیت های اقتصادی بدانیم باید کلیه زرگرها و صراف ها و معامله گران ثانویه سهام و اوراق بهادار و حتی فیش موبایل و ارزهای خارجی و فلزات گران بها و... را منحرف و کاذب بشناسیم زیرا همه در این گروه می گنجند. شاید غلط نباشد که بگوییم این دیدگاههای انحرافی چپ به نحوی بازمانده دیدگاههای سوسیالیستی بین دو جنگ اول و دوم جهانی است.

*آیا در آمد ناشی از این تجارت باد آورده و بدون زحمت است؟
این سئوا ل بسیار انحرافی است. آیا در آمدهای ناشی از خرید و فروش سکه بهار آزادی بادآورده است؟ اگر این درآمد بادآورده است پس باید کلیه درآمدهای مربوط به تجارت سهام و کالاها همگی مشمول این موضوع باشند. باید گفت خرید و فروش به سبک network marketing یا multi level marketing (MLM) عملا به دلیل زحماتی که بازاریابان شبکه ای متحمل می شوند تجارتی است که در اثر تلاش های آنها به ثمر می رسد. در طبقه بندی گلدکوئست شاخه هایی که به طور اصولی در این زمینه فعالند یاد می گیرند که چگونه فعالت های بازاریابی سیستماتیک انجام دهند.این فعالیت ها نه تنها برای قشر مربوطه آموزنده است بلکه زحمات متحمل آنها قابلیت اخذ اجرت هفت تا سیزده درصد ناشی از بازاریابی آنها را دارد. اگر بررسی کنیم میانه این فاصله رقمی حدود 10 درصد است حق بازاریابان فعال خواهد شد که رقمی بسیار عادلانه در بازاریابی تلقی می گردد.

*آیا فعالیت گلدکوئست موجب فریفتن افراد نمی شود؟
کلاهبرداری تدلیس و یا پنهان کردن عیب کالا هنگام معامله و مغبون ساختن خریدارهمه
می تواند منجر به فسخ معامله شود. اینها ا زمباحث خیارات در حقوق است و ازلحاظ فقهی و حقوقی دامنه وسیعی را دربرمی گیرد. ولی نمی توان این موارد را به بازاریابی شبکه ای نسبت داد. نمی توان به سادگی یک معامله تجاری را یک کلاهبرداری تلقی کرد و یا اتهام کلاهبرداری یا فریفتن به آن داد. ازلحاظ حقوقی کلاهبرداری تعریف خاصی دارد که باید همراه با فریفتن طرف معامله باشد که این موضوع درمعاملاتی نظیرگلدکوئست صادق نیست براساس ضمائم اینترنتی گلدکوئست کلیه شرایط عقد به خریدارعرضه شده و خریداربا کلیک کردن برروی د کمه " موافق هستم ( I agree) " تمام شرایط معامله را قبول می نماید. کلاهبرداری زمانی اتفاق می افتد که نقصی یا عیبی دریکی از اجزای معامله وجود داشته باشد بازاریابان گلدکوئست دقیقا ضمن جلسه ای یکساعته جزئیات خرید ازاین شرکت و نحوه اعطای امتیازات بعدی در اثر بازاریابی را برای خریدار تشریح می کنند.

*پس اینکه می گویند ارزش سکه های گلدکوئست گرانتراز ارزش طلای آن است آیا این یک نوع گرانفروشی نیست؟
تعریف گران فروشی این است که کالایی را به قیمتی بیش از ارزش بازاری آن بفروشیم. ارزش بازاری یک کالا قیمت آن کالاست که در سایر معاملات بکارگرفته می شود.
سکه های گلدکوئست حاوی دو بخش ارزش کالایی هستند : 1- ارزش فلزی کالا
2- ارزش سمبولیک و کلکسیونی آن. برای مثال وزن سکه های بهار آزادی کمی بیش از 8 گرم می باشد اگراین عدد رادر قیمت طلای شمش ضرب کنیم قیمت سکه بهار آزادی بسیار گرانتر از قیمت طلای آن خواهد شد.
آیا خرید و فروش سکه بهار آزادی کلاهبرداری است؟ مسلما خیر. مثال دیگری بزنم، می دانید که سکه ربع بهار آزادی از لحاظ وزنی برابرربع یک بهار آزادی کامل است ولی همواری می بینیم 4 ربع بهار آزادی ارزشش حدود 20 درصد از یک بهار آزادی کامل گرانتر است درصورتیکه وزن طلای 4 ربع بهار مساوی با یک بهار کامل است.

*آیا خرید و فروش سکه ربع بهارآزادی کلاهبرداریست؟
به نظر نمی رسد که چنین چیزی باشد. خرید و فروش ربع بهار آزادی به دلیل کاربرد
هدیه ای آن، این ویژگی تقاضا را به این سکه داده است. ا لبته اگراتهام کلاهبرداری به نحوی مربوط به خدشه رسانیدن به شرایط معامله باشد مسلما مشمول این اتهام می شود برای مثا ل : اگریکی از بازاریابان وعده تحویل کالای گلدکوئست را داده باشد و در این کار عمدا سستی کند یعنی کالای فروخته شده را به خریدار تحویل ندهد مرتکب تخلف کلاهبرداری شده است. این تخلف ربطی به مکانیزم فعالیت های بازاریابی شبکه ای یا تجارت های مشابه ندارد بلکه تخلفی فردیست و باید با آن برخورد شدید قانونی نیز کرد

*آیاتجارت سکه های گلدکوئست خلاف شرع است و آیا فتاوای داده شده دراین باب، باعث ممنوعیت فقهی این تجارت است؟
عده ای طبق شرایط مشخص در عقد بیع اقدام به خرید سکه می کنند و در عقد جعاله دیگری حق الجعاله دریافت می کنند و سکه های فروشنده را به خریدار می فروشند. این دو بخش عمل هر دو جایزاست. آیه 32 سوره اعراف می فرماید :
«من حرم زینه الله اخرج لعباده و الطیبات من الرزق »
دراین آیه خداوند، سرزنش می کند کسی را که حرام کند زینت خدا را از مصرف رزق و کالاهایی که برای بندگانش پاک قرار داده است. مسلما هیچ کس برخلاف قرآن رأی صادر نمی کند، حتی معصومین علیهم السلام می فرمایند : اگر حدیثی از مانقل شد که با قرآن مطابقت نداشت آن را بردیوار بزنید ( و باطلش دانید ). قول و نظر و رأی و فتوا که جای خود دارند. خداوند فرموده :
« و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الظالمون و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الکافرون و من لم یحکم بما انزل الله فأولئک هم الفاسقون »
یعنی خداوند آنانی که ا ز پیش خود حکم می دهند ظالم و فاسق و کافر می شمارد. براین اساس است که فقهای عظام از صدور فتوا همواره محترزند ودرطریق استفتا و فتوا اعلام
می دارند فتاوای صادره بر مبنای احوط است. یعنی نظر عالم بر این است و این حکم خدا نیست و فقط تابعین آن مجتهد از باب ارادت به او از وی تقلید و تبعیت می کنند و همه علمای اعلام کتبا در رساله های خود به این موضوع معترف و مقرند و درثانی فرمایشات فقها و علمای عظام برای عموم ( به استثنای مقلدین آنها ) لازم الاتباع نیست مگر فتاوای آن دسته از علمایی که از معصوم اجازه و نص صریح داشته باشند. درقرآن کریم آمده است :
«یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم »
یعنی اطاعت کنید از خدا و رسول و صاحبان امر از میان خودتان را.
معاملات در بازاریابی شبکه ای نه اکل مال غیر به باطل است ونه ربوی و غرری و نه قمار است بلکه بیع صرف است و جعاله و حق العملکاری و معاملات اخیر حلال هستند و
حلال محمد صل الله علیه وآله وسلم حلال الی یوم القیامه.

*آیا تجارت بر مبنای بازاریابی شبکه ای از لحاظ قانونی جرم تلقی می شود؟
بر اساس اصل 46 قانون اساسی هرکس مالک کسب و کار مشروع خویش است و
هیچ کس نمی تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند. دراصل 47 قانون اساسی آمده است : مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است و ضوابط آن را قانون معین می کند و بر اساس اصل 9 قانون اساسی هیچ مقامی حق ندارد حتی به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را هر چند با وضع قوانین و مقررات سلب کند. لذا تصویب طرح منع بازاریابی شبکه ای طبق اصل اخیر قابلیت تنفیذ قانونی آن با اشکال رو برو خواهد بود.

*آیا فکر نمی کنید که مخالفت با این تجارت هم از لحاظ فقهی و هم از لحاظ اقتصادی در آینده منتفی شود؟
در ایران بعد از انقلاب تحولات سیاست گذاری اقتصادی زیادی به وقوع پیوست که پیاپی سیاست های قبلی را نسخ کردند. برای مثال در قوانین بازرگانی خارجی ما محدودیت صادرات بسیار زیاد بود که حتی جلد چمدان مسافر را نیز بررسی می کردند تا مبادا کالایی را ازطریق چمدانش صادر کند ولی در قانون صادرات و واردات 1382 کلیه محدودیت های صادرات لغو می شود. زمانی خرید و فروش ارز به عنوان قاچاق محسوب می شد و معامله گران آن تروریست اقتصادی خوانده می شدند. این موضوع در مسائل بسیار کوچکتر هم صادق است مثلا خرید و فروش و بازی شطرنج، خرید و فروش و نواختن ارگ، خریدو فروش ویدئو، خوردن خاویار, خریدو فروش آلات موسیقی، نواختن موسیقی، پخش موسیقی در رادیو خواندن تصنیف های شبیه... در رسانه های جمعی، دیدن زن نامحرم بی حجاب خارجی در تلوزیون، آستین کوتاه برای آقایان، لباس رنگی برای خانم ها و بسیاری موارد دیگر اول ممنوع بود و بعد به تدریج آزاد شد.حالا از شما سئوال می کنم آیا اگراز امام عصر عجل الله تعالی فرجه استسفار
می شد، آیا ایشان اول حرام می کردند و بعد از مدتی حلال می فرمودند؟ آیا می توان حلال را حرام کرد یا بالعکس؟ مسلما این طور نیست. پس سئوال این است که چگونه موارد فوق اتفاق افتاده؟ علت این است که فتاوا حکم خدا نیست و رأی است و رأی ممکن است در هر زمانی متفاوت باشد.

به نقل از روزنامه پول
یکشنبه 26 تیر 1384
گفتگو با دکتر بیژن بید آباد

 
     

 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

۱۹/۰۶/۱۳۸۴
-> ممنون از آدرس ايميلي كه براي تماس با A-A-N داديد ولي من منظورم شخصي هست كه در تاريخ 08/05/1384 مطلب "نقدی برنقد آقا یا خانم M-I. بر مقاله آقای دکتر بیژن بید آباد" را نوشته، فكر مي كنم كامنت اي كه شما اشاره كرديد مربوط به اون شخص نباشه
۱۴/۰۶/۱۳۸۴
-> بنده عضو گلدکوئست هستم و بسیار مشتاقم از اطلاعات A-A-N استفاده کنم. چطور می تونم با شما تماس بگیرم ؟
۱۴/۰۶/۱۳۸۴
-> بنده عضو گلدکوئست هستم و بسیار مشتاقم از اطلاعات A-A-N استفاده کنم. چطور می تونم با شما تماس بگیرم ؟
۳۰/۰۵/۱۳۸۴
-> من عضو مای سوندایمندز هستم نظر شما در مورد این نتورک چیه ؟
۲۶/۰۵/۱۳۸۴
-> mamnoon
۲۴/۰۵/۱۳۸۴
-> از سوي ديوان محاسبات
درباره دستگاهاي اجرائي صورت گرفت
افشاي تخلفات كلان
گروه سياسي: رئيس ديوان محاسبات كشور برخي تخلفات كلان دستگاهاي اجرائي كشور را فاش كرد.
محمد رضا رحيمي با اشاره به تخلف نجومي يكي از وزارتخانه ها اظهار كرد:در تفريغ بودجه برنامه سوم توسعه يكي از وزارتخانه ها، تخلف
حدود 11 هزار ميليارد توماني كشف شد.
وي درباره تخلفات بخش آرد و نان گفت: در اين بخش، تاكنون حدود 817 ميليارد تومان تخلف صورت گرفته و كشف شده است.
رحيمي افزود در يك بررسي مشخص شد 60 هزار تن برنج در كشور گم شده و حدود يك ميليون و400 هزار تن گندم نيز وجود خارجي ندارد و حتي مقدار زيادي گندم وارداتي كشور فقط براي حيوانات قابل استفاده بوده است.
رئيس ديوان محاسبات كشور به سوء استفاده هايي كه برخي از قوانين كشور مي شوداشاره كرد و گفت : بر اساس اعلام رئيس شركت بازرگاني پتروشيمي به علت وضع قانون تثبيت قيمتها در مجلس حدود 500 ميليارد تومان به جيب دلالها رفته است.
به گزارش مهر،رحيمي با بيان اين كه يكي از وظايف اين ديوان پيشكيري از وقوع تخلفات است خاطر نشان كرد :دولت قصد داشت در ماههاي پاياني فعاليت خود 25/0 درصد اعتبارات جاري كشور را كه حدود 137 ميليارد تومان بود صرف تبليغات فعاليتهاي انجام شده كند اما اعلام كرديم اين كار خلاف ضوابط و قوانين كشور است.
رئيس ديوان محاسبات كشور به تخلفات سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز اشاره كرد و افزود اين سازمان هر ماه به كارمندان خود 3 ماه حقوق مي دهد.رحيمي با اشاره به اين كه ماليات بعد از نفت بزرگترين منبع درآمد كشور است خاطر نشان كرد: برخي موسسات و شركتها با استفاده از خلاء موجود در قوانين كشور و با وجود كسب در امدهاي كلان از پرداخت ماليات معاف هستند.وي گفت :يك موسسه فرهنگي سال 1381 18 ميليارد تومان در آمد داشته اما از پرداخت ماليات معاف بوده است در حالي كه صاحب اين موسسه يك توده اي است و همه درآمد خود را به آمريكا منتقل مي كند.
به گزارش مهر ، رئيس ديوان محاسبات كشور درباره تخلفهاي وزارت تعاون افزود: وزير تعاون در مدت تصدي وزارت تعاون 7 هزار سكه طلا هديه داده كه قانوني نبوده است .وي افزود برخي از صندوق ذخيره ارزي وام گرفته اند ودر سوئيس زمين وويلا خريده اند.
منبع: روزنامه جام جم شماره 1505 يكشنبه 23 مرداد
با سلام خدمت تمامي دوستان اعم از مخالفين و موافقين گلد كوئيست مخصوصآ آنتي گلد كوئستها لطفآ گزارش بالا كه برگرفته از روزنامه جام جم است را يك بار ديگر و با دقت بخوانيد .چه احساسي به شما دست مي دهد.من كه اشك در چشمانم جمع شد.بگذارید با هم دوباره گزارش بالا را مرور کنیم نگاهي به اعداد وارقام بيندازيد.سرتان سوت نمي كشد.11 هزار ميليارد تومان، اصلآ می دانید چند تا صفر دارد000/000/000/000/11 خیلی نا قابل مگه نه؟خیلی کمتر از 000/000/000/216 تومانی است که از طریق فعالیت افراد در شرکت گلد گوئست از کشور خارج شده؟!!!!!!. آن 11 میلیارد مشکلی نداره چون از کشور خارج نشده فقط از بیت المال خارج شده و رفته تو جیب یک سری آدم دیگه که البته مطمئنآ الان تو بانکهای سوئیس داره روز به روز روش برای اون طرف که حقش را از بیت المال برداشته سود اضافه می شود.817 میلیارد تومان هم خیلی کمتر از 216 میلیارد تومان است .مگه نه؟راستی شما فکرمی کنید اون 60 هزارتن و یک 000/400/1 هزار تن گندم(البته پول آن) کجا رفته لابود تو جیب مردم فقیر و ضعیف.500 میلیارد تومان هم خیلی کمتر از 216 میلیارد تومان هست این هم باز هم مگر نه؟!!!!به به از قوانینی که این مجلس عزیزمان وضع می کند چه درآمدهای هنگفتی برای بعضی ها دارد.فکر نمی کنید این بعضی ها می توانند خودی نیز باشند چه می دانم شاید همان کسی که آن را تصویب نمودند.اما پارامتر بعدی، خدائی دیگه 137 میلیارد تومان از 216 میلیارد تومان کمتر است.اما سرتان سوت نمی کشد،137 میلیارد قرار بود از بیت المال هزینه شود برای تبلیغات کارهائی که انجام دادند برای پوشش باز هم کارهائی که انجام دادند منظورم را که می فهمید(راستی یاد قسمتی افتادم که درهنگام پرزنت یکی ازراههای سود دهی را حذف هزینه های تبلیغات می گوئیم.واقعا درصد زیادی را از همین راه می دهند.)از مطلبی که در مورد درآمد 18 میلیاردی یک موسسه بدون دادن حتی یک ریال مالیات و انتقال همه دارائیها به آمریکا نظرتان چسیت؟ آیا موسسه ای که مالیات پرداخت نمیکند تازه تمام دارائی خود را به آمریکا مهد حمایت ازاسرائیل می فرستد بهتراست یا شرکت گلد کوئست که حاضر به پرداخت مالیات می باشد. .یادتان هست که آقای به اصطلاح کارشناس کاتوزیان را را عرض میکنم که گفته بود با 216 میلیارد تومان می شود 360 هزار شغل ایجاد کرد.یادم هست برای یکی از دوستان مخالف محاسبه کردم که با یک میلیارد می توان 5/1 میلیون شغل ایجاد کرد دولت براي اينكه رشد بيكاري رو متوقف كنه لازم هست كه سالي 800 هزار شغل ايجاد كنه كه با حساب كتابهاي این آقا در ميايد، حدود 500 ميليون دلار.(که البته این کارشناس این محاسبات را نمی دانم از کجا در آورده. لابود با محاسبه مخ های ریاضی مانند آقای نقشینه. چون مسلما این آمار به هیچ عنوان سندیت ندارد) آيا دولت ما كه سال قبل 10 ميليارد دلار مازاد درآمد درصندوق ذخیره ارزی وارد کرده نمی تواند بیکاری را ریشه کن نماید تا کسی به خاطر بیکاری وارد شبکه گلد کوئست نشود.برای شما سوال نیست که این همه درآمد مازاد نفت به کجا رفته است؟ اگر سوال است به انتهای گزارش روزنامه جام جم نگاه کنید .خواهید فهمید که کجا و برای چه چیزهائی سرمایه گذاری می شود.آخه میدانید اقتصاددانان احمق ما می گوید که اگر این پول در جامعه خرج شود باعث تورم می شود پس بهتر است در سوئیس و دیگر نقاط دنیا صرف خرید ویلا و زمین برای عیش ونوش بعضی ها گردد. این موارد را اضافه کنید در 13 روز عيد امسال(1384) 250 هزار نفر از ايران به دوبي رفتند كه در خوش بينانه ترين حالت نفري 1000 دلار بطور متوسط خرج كردند. بعبارتي مي‌كنه 250 ميليون دلار. چي شد اين پولها؟ صرف عيش و نوش و ديسكو،‌كنسرت و.... (همش هم رفت تو جيب عربها كه از مشكلات مملكت ما دارند به نحو احسن به نفع خوشون بهره‌برداي مي‌كنند.) خوب چي داري بگي؟
سال 1383 روزانه 10 پرواز از ايران به مقصد آنتاليا تركيه انجام مي‌شد. طبق آمار یک میلیون ودویست هزار نفر به ترکیه سفر کردند که هر کدام اگر 1 میلیون هزینه کرده باشند می شود 1200 میلیارد توماننا قابل که . صرف عياشي، خوش گذراني، كاباره، ديسكو و .... شده است.هزینه های سفرها و جلسات و هزینه افتاح مثلا فرودگاه امام خمینی و غیره را خود حساب کنید.
دوستان این گوشه ای از اتفاقاتی است که درکشور ما دارد اتفاق می افتدو مطمئن باشد عمق فاجعه صدها برابر از این اسفناک تر است.
حال خودتان قضاوت کنید گلد کوئست بیشتر به این مملکت و اقتصاد آن ضرر میزند یا این گرگهای در لباش میش قرار گرفته.آنانی که مانند زالو به بیت المال به حق من و شما چسبیده اند و آن را بالا می کشند.کجا گلد کوئست ازبیت المال دارد برداشت میکند.مگر نه این است که همه هزینه آن ازجیب خودمان که حق استفاده از آن با خودمان است پرداخت میشود.یا اینکه ما حق استفاده از مالی که خودمان با عرق جبینمان به دست آوردیم نداریم. و باید برای آنها نیز سرنوشتی مانند آنچه در بیت المال است پیش بیاید. شما به کدام حکم خدا ما را از استفاده از آنچه که در اختیار خودمان هست محروم میگردانید.حق قانونی و شرعی ما(لطفأ نگوئید علما آن را غیر شرعی دانستند).شاید از اینکه درآمد ما بیش از آنچیزی باشد که شما می خواهید می ترسید.به خاطر اینکه آنوقت چشمان و گوشمان باز گردیده و می فهمیم که شما چه خیانتی به این مرز و بوم دارید میکنید.آری زنگ خطر برای شما به صدا درآمده.وگرنه شما کسی نیستیند که دلتان برای ما بسوزد.شما به فکر منافع خودتان هستیند.چون می بینید فعالیت افراد در تجارت به ضرر شماست با تمام قوا سعی در جلوگیری از آن دارید.بر این ادعایم هستم که اگر گلد کوئست ازکانال شما ها می گذشت و شما نیز دستی در کاسه داشتیند هیچ وقت این مشکلات برایش ایجاد نمی شد.دیگر برای ما مسلم شده است که شما به دنبال منافع خودتان هستیند.کافیست برای این ادعا کاسه شما رو شود و بر همگان آشکار گردد .دیگر در این جامعه به کدام یک از شما می توان اعتماد کرد.شمائی که در کاخ خود بر روی سرمایه خود که از جان و مال این مردم است نشسته اید و به مردم میگوئید که درویشانه زندگی کنید .این بود آرمان انقلاب و امام ما.آیا برادرانم به خاطر این آرمان شهید و مجروح گردیدند. نفسم به سختی بالا می آید.
دروغ تا به کی؟ ، ریا تا به کی؟ ظالمانه با این مردم نجیب رفتار کردن تا به کی؟آنن را از حق و حقوقشان محروم کردن تا به کی؟شاید بتوانید جلوی این تجارت را بگیرید شاید توانسته باشید جلوی خیلی چیزها که به نفعتان نیست را کرفته باشید و در آینده بگیرید.اما بترسید از آتشی که در زیر خاکستر است که اگر روزی فوران کند دودمانتان را به آتش خواهد کشید.
اکنون خدمت شما دوستان مخالف می خواهم چند نکته را عرض کنم شما که ادعای وطن پرستی میکنید ، شمائي كه دم از اين مي زنيد كه دلتان براي اين كشور و براي مردم اين كشور مي سوزد، كجائيد تا به پا خیزید و رسالت بزرگتان را در این مورد انجام دهید.اگر واقعآ بر این ادعا هستید برای صادق بودنتان در این موارد هم به پا خیزید.وبلاگ ایجاد کنید. سخن بگوئید.همایش به پا کنید.به پا خیزید تا باورمان شود که دلسوز این مملکت و ما هستید آن وقت تمامی ما این تجارت را کنار می گذاریم و در این راه با شما همقدم می شویم.اما اگر این کار را نکردیند از دو حالت خارج نخواهد بود.یا اینکه جرأت و شهامت این کار را نداریدکه با آنها مخالفت نمائید.چون از عواقب آن می ترسید.یا شما از کسانی هستید که با آنها دستان در یک کاسه هست و هر دو از یک آخور آب می خورید وشما همانهایی هستیند که این تجارت به ضرر شما می باشد و برای اینکه ضرر نکنید حاضرید به جنگ آن بروید. یا شاید هم چشمانتان را بستید و از امثال کسانی مانند کاتوزیان که برید ببینید از نظر خانوادگی کجا هستند وبپرسید برادرش کجاست وچه کار می کند پیروی میکنید .خودتان را به خواب خرگوشی زدیند و مانند کبک سرتان را تو لاک خودتان کردیند وفکر میکنید در اطرافتان هیچ اتفاقی به غیر از گلد کوئست نمی افتد که بخواهید حس وطن پرست خودتان را به کار گیرید و از مملکت و هموطنتان دفاع کنید.هر کدام از اینها که باشید هیچ فرقی نمی کند چون حرف شما برای ما دیگر به قول معروف دو زار هم نمی ارزد.ماهیت شما برای ما فاش شده است.علل مخالفت شما نیز روشن است.خودتان را از این خواب خرگوشی بیدار کنید و یکم واقعبینانه تر به اطرافتان نگاه کنید

۱۵/۰۵/۱۳۸۴
-> سلام فقط مي خواستم بگم كه اگه ممكنه هرچي خبر راجع به گلدكوئست پيدا مي كنيد لطفا براي من بفرستيد

۱۳/۰۵/۱۳۸۴
-> فقط مي خواستم بگم كه اگه ممكنه هرچي خبر راجع به گلدكوئست پيدا مي كنيد لطفا براي من بفرستيد
۱۱/۰۵/۱۳۸۴
-> سلام
مقاله جنجال بر انگیز در نقد گلد کوئست!!! را حتما مطالعه نمایید تا به پاسخ های خود برسید.
با تشکر

۱۱/۰۵/۱۳۸۴
-> نمیرونم کی این چرت و پرت ها رو نوشته ، اگرم می خوای انتقاد کنی و سواد نداری لااقل یک کم مطالعه کن پسر/دختر خوب. راستی 93درصد و از کجات درآوردی اگه بچه از آتیش میترسه به خاطر اینه که طرز استفاده از اونو بلد نیست
۱۱/۰۵/۱۳۸۴
-> با سلام خدمت مسئول وبلاگ questopenاحترامأ پیروی مصاحبه دکتر بیژن آزاد یکی از دوستان مخالف گلد کوئست نقدی برآن نوشته بودند که در ذیل می آورم.بنا بر وظیفه خود که دفاع از کار قانونی وشرعی که دارم نیاز دیدم تا نقد ایشان را نیز بنده نقد کنم امیدوارم که مطالب زیر را درکنارمطالب پر بارتان قرار دهید.
با تشکر علی

نقدی برنقد آقا یا خانم M-I. بر مقاله آقای دکتر بیژن بید آباد
با سلام و خسته نباشد
با ابراز احترام و لطف به ایشان لازم میدانم چند نکته پيروي صحبتهاي ايشان، خدمت ایشان ودیگر مخالفین عرض نمايم.پس ابتدا نكات گفته شده توسط ايشان را مينويسم بعد در مورد هر كدام توضيح م

۰۹/۰۵/۱۳۸۴
-> با سلام خدمت دوست گرامی
آقا یا خانم A-A-N
بنده در حد توان خود پاسخ شما را داده ام و به Info@mem.ir ایمیل نمودم ( در کامنت ها به دلیل داشتن لینک نمی توانستم بگذارم) .
امید دارم مسئول محترم سایت که یک بار به بنده لطف داشته و متن مرا در قسمت مقالات قرار دادند پاسخ به سوالات شما را نیز قرار دهند
با تشکر
M_I

۰۹/۰۵/۱۳۸۴
-> استدلال های آقای (دکتر؟؟) بید آبادی به قدری سطحی و بجه گانه هستند که اصلا نیازی به جواب دادن به آنها نبود.
۰۸/۰۵/۱۳۸۴
-> نقدی برنقد آقا یا خانم M-I. بر مقاله آقای دکتر بیژن بید آباد
با سلام و خسته نباشد
با ابراز احترام و لطف به ایشان لازم میدانم چند نکته پيروي صحبتهاي ايشان، خدمت ایشان ودیگر مخالفین عرض نمايم.پس ابتدا نكات گفته شده توسط ايشان را مينويسم بعد در مورد هر كدام توضيح ميدهم. ودر پايان نيز نتيجه گيري را به عهده خود خوانندگان مي سپارم.
- اولا این نقد اولین نقد علمی در حوزه اقتصادی نیست. (شما کافی است سری به آرشیو روزنامه های مختلفی مانند شرق، همشهری، ایران و ... زده و نقد های قبلی را ببینید)
در مورد مطالب ایشان باید عرض کنم که بله این اولین نقد نیست و آخرین نقد هم نخواهد بود اما متاسفانه این در جامعه ما رواج یافته که هر کس به خود اجازه میدهد در مواردی که درآن تخصص ندارد ابراز نظر کند و البته توقع دارد که حرف ایشان را وحی منزل دانسته و مهر تائید برآن بزنیم .در اینجا دلم می خواهد یک سوال را از خوانندگان عزیز بپرسم .به نظر شما اولین حقوق یک متهم که پای میز محاکمه قرار میگیرد چیست؟مگر داشتن یک وکیل مدافع و این که آزادانه بتواند از خود دفاع کند نیست؟حتی اگر دستمزد وکيل را نداشته باشد برای او وکیل تسخیری نمیگیرند؟اما می خواهم کلاهتان را قاضی کنید وبیندیشید که چرا در تمام میزگردها و برنامه هائی که پخش میشود حتی یکی از جزئیترین اعضاء این شبکه را به عنوان وکیل مدافع به همراه مخالفان آن قرار نمیدهند؟چرا همگی مهمانان این برنامه ها از مخالفین این نوع شرکتها میباشد؟آیا میتوان به صحت این گفته ها ایمان آورد؟ این را انصافأ به عهده عقل سلیم خود خوانندگان قرار میدهم تا خود بیندیشند و دلیل آن را بیابند.
- 2-هر محدودیتی دلیل بر گران شدن آن کالا در آینده نیست مثلا اگر یک کتاب با تیراژ محدود الان چاپ شود چه ضمانتی دارد که در آینده به قیمت بسیار بالاتری بیرزد و بفروش برسد. (هیچ اقتصاددانی حداقل از منظر علمی مدعی موضوعی که حتما در آینده اتفاق بیافتد نیست و پیشگویی کاری وراء علم است.(شاید آقای بید آباد علم پیشگویی نیز بلد می باشند
3-تیراژ 8 هزار و 10 هزار و ... تیراژ محدودی نیست معمولا تیراژی 10 – 50 بین کلکسیون ها محدود و محبوب است. ( برای اثبات این مدعی سری به میدان فردوسی بزنید تا تیراژ مسکوکات کلکسیونی را در بازار متوجه گردید.
اما در مورد مطلب دوم ایشان .بله هر محدودیتی باعث گران شدن آن جنس نمیشود.بلکه برای این مطلب باید آن جنس شرایطی را داشته باشد.از جمله شرایط دقیقا همان است شرايطي است که محصولات گلد کوئست دارا هست .تمبر برای چی بعد از مدتی کلکسیونی میشود و قیمت ان چندین برابر قیمت اولیه آن میشود؟فکر نمیکنید که به خاطر کاغذ آن است؟آیا تعداد چاپ آن بین 10 تا 50 عدد میباشد تا بین کلکسیونرها محبوبیت پیدا کند؟آیا سمبل آن تمبر و محدود بودن آن علت گران بودن آن نیست؟بله تمبر به خاطر این گران میشود که هنگام فروش آن تعداد محدودی از آن وجود دارد.و همچنین طرح آن نیز در قیمت آن تاثیر زیادی دارد.اما در مورد سکه های گلد کوئست همانطور که در جلسه معرفی گفته میشود باید در زمان و مکان به موقع آن فرخته شود تا ارزش کلکسیونی خود را پیدا کند.آیا فکر میکنید چقدر احتمال دارد که تمام تیراژ یک سکه در یک زمان و در یک مکان به یکباره به معرض فروش گذاشته شود؟چند درصد از کسانی که این سکه ها را خریداری کردند حاضر به فروش این محصولات به این صورت هستند؟اصلا چند درصد حاضرند محصولشان را بفروشند؟.درست است که در حال حاضر بنا به شرایطی بازار فروش این محصولات درایران مساعد نیست اما همیشه همین جور میماند؟ کسانی که زرنگ باشند میتواند محل فروش آنرا بیابند.میتوانید سری به سایتwww.ebay.com بزرگترین سایت حراجی دنیا که اتفاقأ موسس آن یک ایرانی است بزنید تا یک محل برای به حراج گذاشتن این محصولات بیابید.در تکمیل این را بگویم که اگر قرار بود این 1000 سکه در یک زمان ومكان مثلا فقط در میدان فردوسی تهران به فروش برسد قیمت آن حداکثر به قیمت طلای آن فروخته خواهد شد.اما به نظر شما به اين صورت خواهد بود؟
4-مانند همین سکه و با همین مشخصات قابل ضرب است، لذا محدودیت بدین معنی نداریم و اینکه بگوییم بانک آن را با گارانتی خود تایید نموده خلاف واقع می باشد ( چند خط پایین تر توضیح مبسوطی داده ام (مورد 7 )) علاوه بر این با فرض محال اینکه بانک محدودیت و مرغوبیت و ... را تایید نموده است می توان گفت بانک مثلا سومالی تنها مسکوکات شرکت QI را تایید نموده است و از کجا معلوم شرکت دیگری همان سکه با همان ویژگی ها را ضرب نکند ( سکه 24 عیار با وزن 1 OZ و با نقش خاصی بر روی آن ). ممکن است اینجا حق کپی رایت مورد سوال قرار گیرد که در پاسخ، شما را به قوانین Copyright آمریکا ارجاع می دهم تا ببینید به چه مواردی حق کپی تعلق می گیرد)
در مورد حق صاحب سمبل ودرمورد حق کپی رایتی که ایشان فرمودند در آمریکا ببینید قوانین آن چگونه است/ایشان مثل اینکه هرگز در مورد این قوانین در اروپا و آمریکا هیچ چیز نمیدانند.و فکر میکنند آنجا هم مثل ایران می باشدکه ارزش وقانونی برای صاحب آن مورد نباشد.در آنجا هر نوع استفاده از اسامی ,تصاویر وحقوق افراد و موسسات مستلزم اجازه شخص یا موسسه و پرداخت حق کپی رایت آن میباشد و عدول از این قانون جرم می باشد و به شدت با آن برخورد می شود.زمانی که این شرکت حق ضرب یک سکه مثلا بازیهای المپیک آتن را انحصارأ در اختیار گرفت مطمنأ هیچ شرکتی حق ضرب این سمبلها را ندارند.واین که این سکه ها را مثلا بتوان خودمان مثلا در طلا سازی محله خودمان ضرب کنیم یک فکر ابلهانه دیگر است.کسانی که فیلم روش ساخت این سکه ها را دیدن وبا روش ضرب آنها آشنا هستند اقرار خواهند كرد که این سکه ها را هرجا نمیشود تولید کردو تکلنوژی خاص خود را دارد و هیچ وقت شرکت بی اچ مایرمنت با سابقه 130 سال در ضرب این سکه ها به خاطرسود اندک این سکه حاضر به ضرب این سکه ها برای شرکتی دیگر بر خلاف قرداد خود با شرکت گلد کوئست نخواهد بود.
5-این جوک تاریخی است که بگوییم برای آیندگان از هم اکنون آثار تاریخی و عتیقه می سازیم مثلا بگوییم از هم اکنون برای آیندگانمان تخت جمشید می زنیم آن هم با تیراژ 5 هزار تا.
در مورد پنجم منکه منظور ایشان را نفهمیدم چه ربطی به این مسئله دارد مگه ما قرار است آثار تاريخي يا عتيقه مثل تخت جمشيد بسازيم.
ايشان فرق آثار كلكسيوني با آثار تاريخي و عتيقه را نمي توانند از هم تشخيص دهند. چه برسد به ............
6-ارزش هر جنس به قیمت روز آن بر می گردد نه قیمت آینده آن ، مثلا شما نمی توانید یک زمین بایر را بیشتر از قیمت واقعی آن بفروشید به امید اینکه بعدا از کنار اتوبانی می گذرد و هیچ آدم عاقلی حاضر به خرید چنین زمینی نخواهد شد. ( پس چرا کوئستی ها سکه را بیش از قیمت واقعی آن می خرند؟ چون دلیل خرید اصلا سکه نیست بلکه رسیدن به پورسانت می باشد مانند اینکه شما حدس بزنید در همان زمینی که بیش از قیمت واقعی به فروش می رسد یک گنج نهفته است شما آن قیمت بیشتر را می پردازید اما نه به امید اینکه از کنار آن اتوبانی در آینده رد خواهد شد بلکه به امید رسیدن به گنج)
در مورد قیمت محصولات خیلی ابلهانه است که قیمت محصول را با مواد مصرفی آن قیمتگذاری کرد.مثلا بیائیم قیمت لباس را بر اساس قیمت پارچه مصرف شده درآن بگذاریم.یا مثلا اتومبیل را بر اساس قیمت فلز وسایر مواد مصرف شده در آن محاسبه کنیم .آنها که قیمت این سکه ها را بر اساس قیمت فلز آنها محاسبه میکنند ÷س بهتر است برای خرید سرئیس طلا برای همسرشان به طلا فروشی نرند .چون جواهرات را باید به قیمت بالاتری از قیمت طلا خریداری کنند و وقتی بخواهند همان جواهر را پس از مدتی به همان طلا فروش بفروشند باید به قیمت پائین تری از بهائی که هنگام خرید دادند بفروشند .چون آن طلا فروش کلاهبردار است که دستمزد ساخت آن جواهر را هنگام فروش روی آن میکشد وجواهر را به قیمت طلای به کار رفته در آن نمی فروشند.گلد کوست هم همین کلاه برداری را دارد میکند.که سکه آن به قیمت طلای آن نمی فروشد.اجازه بدهید هزینه های یک سکه یک اونسی این شرکت را با هم محاسبه کنیم.
440 دلار قیمت جهانی یک اونس طلای 24 عیار+100 دلار هزینه بانکی که آن را گارانتی میکند+100 دلاری که به صاحب سمبل پرداخت میگرد+160 دلار هزینه ضرب این سکه ها =800 دلار اگر هزینه های دیگر را به آن اضافه کنیم مانند تبلیغات , هزینه انبار داری,هزینه پرسنل و...و15 تا 25 درصدی که طبق قوانین جهانی میتواند به عنوان سود روی محصولاتش اضافه کند می شود چیزی بیش از 1000 دلار.آیا باز هم چند برابر قیمتی که برای این شرکت هزینه میکند محصولاتش را به فروش میرساند؟
درمورد قسمت ششم فکر میکنم که برای خواننگان مشخص شد که قیمت روز این محصولات محاسبه و به فروش میرسد.و فکر میکنم که مثالهای ایشان بسیار بی ربط با قضیه باشد.ضمن اینکه کسانی که الان زمین میخرند و سالها آن را کنار میگذارند به امید آن این کاررا میکند که سالهای بعد آن را به چند برابر قیمت بفروشند.پس هر آدم منصف اگر کلاه خود را قاضی کند میبیند که کوئستیها این محصولات را به قیمت واقعی آن را میخرند و اگر قرار بود به قیمت طلای آن خریداری کنند .سکه را به قیمت واقعی خریداری نکرده اند.
7- چیزی که بانک ها تایید نموده، محدودیت نیست. هر اقتصاددانی می داند که گارانتی بانک جهت این است که مثلا اگر ده سال دیگر قیمت طلا افت کرد تا جایی که ارزش قیمت وزنی آن از قیمت ارزش گارانتی کمتر گردد صاحب سکه با مراجعه به آن بانک می تواند سکه را داده و مبلغ گارانتی را بگیرد. (مثلا سکه حضرت امام (ره)، 50 دلار از بانک سومالی)
درهزینه ای که بانک برای گارانتی آن میگیرد شکی وجود ندارد چون به هر حال بانکی که این سکه ها را گارانتی میکند هزینه ای برای گارانتی خواهد گرفت .و این بر خلاف گفته این دوستمان شامل گارانتی تمامی خصوصیات این محصولات میباشد از جمله محدودیت ،سمبلیک و مرغوبیت آنها می باشد.دلیل آن اینکه بعضی از سکه ها که قیمت آن بیش از صد دلار ارزش دارد گاه توسط بانک مربوطه 20 دلار گارانتی می گردد. این به معنی قیمت این سکه نیست بلکه گواه این است که گارانتی برای خصوصیات آن سکه می باشد نه فقط گارانتی ارزش طلای آن درگذرزمان.بهتر است در اين مورد اين دوستمان بيشتر تحقيق كند.
8- در آن جلسه (پرزنت) به دروغ و کذب احکام شرعی و قوانین حقوقی و اخبار واقع شده گفته می شود. (جعل احکام مراجع و قوانین حقوقی)
در مورد قسمت هشتم هیچ کس به دروغ وکذب احکام شرعی را بیان نمیکند.طبق تحقیقاتی که شده است استفتاهائی که در جلسات معرفی بیان میشود واقعا از علما در آن سال گرفته شده است.اما به دلایلی که خیلیها میداند این فتواها را انکار نمودند واعلام نمودند که این احکام جعلی میباشد.برای مطمئن شدن به دفاتر علما بروید فتواهای به قول شما جعلی را نشان بدهید و از آنها بخواهید دفتر دبیرخانه را نشانتان بدهند وشماره دبیرخانه ای که بالای آن خورده با همان شماره در دفتردبیرخانه آنها مقایسه کنید بعد خودتان ببینید که چه چیزی نوشته شده است .البته اگر به شما نشان بدهند که مطمئن باشید که نشان نمیدهند.چرا؟؟؟؟؟؟ خودتان فکر کنید.
اینکه فرمودند اطلاعاتی ندارند میتوانند بروند و تحقیق کنند.ما کوئستی حداقل گروهی که در آن کار میکنیم همگی به این که مالی که در می آورند و به خانه می برند حتما حلال باشد احتمام بسیار دارند.من خودم کسی هستم که نه پدرم مال حرام به خانه آورده است و نه من خودم حاضر به این کار هستم .وقتی فهمیدم که علما این کار را حرام اعلام کردم برای صحت آن تحقیق بسیاری کردم .وتحقیقاتی که از علما و طلاب بی طرف نمودیم وتحقیقاتی که از کتابهای فقهی و قانون نمودیم دقیقا به گفته دکتر بیژن بید آباد رسیدیم و نه عقلا و نه شرع مقدس اسلام که در کتب اسلامی از جمله کتاب لمعه که بر گرفته از نص صریح قرآن میباشد وهمچنین کتابهای قانونی هیچ مورد حرام در مورد این کار نیافتیم والان اعتقاد راسخ به این داریم که این کار و درآمد حاصل از آن به هیچ عنوان حرام نمی باشد.و گفته جناب دکترکه فرمدند پس از انقلاب اسلامی هر چیز جدیدی که وارد ایران شد در ابتدای کار حرام و غیر قانونی بود و پس ازمدتی که مفید بودن آن پی بردند هم از نظر قانونی و هم از نظر شرعی مشکل آن برداشته شد.مانند همین NET WORK MARKETING که در دنیا یه عنوان یک صنعت شناخته شده اما در ایران به عنوان کلاهبرداری وغیر قانونی و غیر شرعی شناخته می شود.این متاسفانه مشکل کشورماست که هروقت دنیا ازچیز جدید استفاده كامل نمود تازه ما به این نتیجه میرسیم که آن خوب بوده واز آن استفاده مي کنیم.و همین همیشه باعث شده از همه دنیا عقب مانده همیشه این فرصتها را از دست داده ایم.
9-قسمت دوم به همین سادگی که فرمودید نیست یعنی صرفا بازاریابی ساده و عادلانه ای صورت نگرفته است به عبارتی روی هر چیزی که اسم بازاریابی بیاید دلیلی ندارد سالم است مثلا اگر کسی برای فروش مواد مخدر بازاریابی کند آیا آن بازاریابی به صرف یک عمل تجاری بازاریابی صحیح است یا به دلیل مضرات مواد مخدر این بازاریابی مورد نهی و نفی قرار گرفته است
دراین مورد آیا تجارت گلد کوئست تجارت مواد مخدر هست آیا تجارت مشروبات الکلی است که بخواهیم بگوئیم گلد کوئست جزء اینهاست پس ناسالم است .بله اگر اینها بود به هر صورت که به فروش میرسید ناسالم بود چه سنتی چه نت ورک مارکتینگ. پس این حرف شماتائیدی بر سالم بودن این کار میباشد.
10-در گلدکوئست یا مای سون دایموند یا گلد ماین به دلیل اینکه بالغ بر 93 درصد افراد دچار ضرر می شوند (محاسبات در سایت موجود است) فعالیتی غیر عادلانه و کلاهبرداری می باشد
جالب است تا اینجا مخالفترین افراد از ضرر 75 درصد مشتریان دم میزدند.اما ایشان دم از 93 درصد میزنند.اما اصولا ضرر به چی گفته میشود.آیا ضرر به این گفته میشود که افرادی که وارد این سیستم می شوند نتوانند پورسانتی بگیرند ضرر کرده اند.یا جنسی بابت پولی که پرداخت شده است دریافت نکرده باشد.در مورد محصول که فکر میکنم کسی شک در این نداشته باشد که حتما در قبال پولی که پرداخت شده است محصولی دریافت خواهد نمود.ارزش سکه ها که مشخص شد.و اینکه احتمالا بعدها به قیمت بالا تر بتواند بفروشد بسیار زیاد میباشد.اگر بگوئید که محصول خریداری شده به درد آنها نمیخورد و بلااستفاده است و فقط باید نگهداری شود و زمان به آن بخورد تا شاید بتوان آن را به چند برابر قیمت فروخت باید گفت که خیلی چیزها به این صورت می باشد.شما زمین میخرید بدون اینکه به دردتان بخورد به امید آن که بعدها آن گرانتر بفروشید.و ممکن است نتوانید و به ضرر بفروشید.یا مثال بهتر سهام میخرید به امید آنکه بتوانید بعدها آن را به قیمت بالاتر بفروشید و سود هنگفت ببرید اما آیا همیشه اینطور هست.در اطرافتان چند نفر را میشناسید که به همین امید سهام خریداری نموده وبا ضرر بسیار به فروش رساندند و خیلیها هم سود هنگفت برده اند.آیا دید این افراد کمک به اقتصاد مملکت است یا سود جیب خودشان.پس با این حساب باید گفت که این کارها هم کلاهبرداریست.در مورد پورسانتها شما کسی را تازه وارد سیستم شده و هنوز آموزشهای این کار را ندیده و شروع به کار نکرده جزء ضر دیدگان و مالباختگان میبینید؟آیا آن 25 درصد که صود برده اند آیا روزی جزء آن 75 درصدها نبودند؟ چه کسی فکر میکند باید به محض ورودش جزء 25 درصد باید باشند؟آیا هرکسی کاری را شروع میکند آیا توقع دارد همان روزهای اول سود هنگفت ببرد.و جند درصد از آنها مطمئن هستند که در کارشان موفق خواهند بود.شاهد این، کسانی که یک نوع کار را باهم آغاز نمودند اما یکی در کارش موفق است دیگری نه به نظر شما چرا؟اگر بحث آماری را از نظر ریاضی پیش بکشیم بله این درست است که اگر همه مردم ایران وارد این سیستم شوند 75 درصد هیچ پورسانتی نخواهند گرفت اما آیا همیشه آمار ریاضی در همه موارد درست است.آیا دیگر موارد در این مورد نمی توانند دخیل باشند.آیا تنوع محصولات این کمپانی( تورهای تفریحی,سیستمهای مخابراتی و....)مسائل اجتماعی ،خرید افراد از چند جایگاه وعدم محدودیت به یک منطقه جغرافیائی خاص (مثلا فقط ایران) نمیتواند صحت این آماررا زیر سوال ببرد وآن را نقض کند.در مورد محدود بودن به یک منطقه جغرافیائی آیا وقتی شاخه ها از ایران به کشورهای دیگر برود آیا آن 75 درصد جزء کسانی نخواهند شد از این سیستم سود خواهند برد.ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی شاخها از ایران خارج شود.وجود دارند کسانی که با ابتکار و پشتکاری که داشتند شاخه هایشان را در 12 کشور گسترانیده اند.و این یشود که در کشوری به غیر از ایران خرید انجام می شود و یک ایرنی در ایران پورسانت دریافت می نمایداتافقی برای کشور فیلیپین افتاد.جالب است بدانید که دولت فیلیپین جزء مخالفین 100 درصد این سیستم بود .بر عکس ایران که همیشه دم از دستگیری و مجازات سخت اعضای این سیستم می زنند اما درعمل هیچ کاری انجام نمی دهند.در این کشور اگر کسی برای این کمپانی فعالیت میکرد دستگیر و زندان محکوم می شد.اما مسئولان شرکت طی یک جلسه که با رئیس حکومت آن کشور داشتن کار را به او معرفی نمود و ایشان نیز پشت تریبون آمد و عملا فعالیت این شرکت را قانونی اعلام نمود.الان پس از گذشت چند سال می دانید چه اتفاقی افتاده است؟ طبق آماری که گرفته شده به علت خارج شدن شاخه هائی از این سیستم در کشورهای دیگر بابت هر یک دلاری که ارز از این کشوربابت این صنعت خارج شده تا کنون 7 دلار ارز وارد این کشور شده است.ونیز جالب است بدانید که عربستان بابت هر یک دلاری که درصنعت نفت خود سرمایه گذاری نموده چیزی حدود 08/6 دلار ارز وارد کرده است .حال آیا آن فلیپینی بابت فعالیت در این شرکت به کشورش خیانت نموده یا اینکه به کشورش کمک نموده است.آیا همین اتفاق برای ایران نمی تواند بیفتد؟؟؟؟.آیا این خود یک نوع صادرات ارزآور برای ما نمی تواند باشد؟شاید خیلیها این را قبول نداشته باشند.و بگویند چون چیزی در ایران تولید نشده و از ایران فروخته نمی شود پس صادراتی صورت نمیگیرد.اما آیا میدانید که ایتالیا زعفران ایران را فله ای از ایران با قیمت نازل خریداری میکند و بعد از بسته بندی شیک آن را به دهها برابر قیمت به اروپا می فروشد.آیا زعفران در ایتالیا تولید می شود؟
فکر میکنید ما این کار را انجام نمیدهیم.کالا در جائی دیگر تولید میشود و توسط ما در یک کشور دیگر بازاریابی می شود و ما پورسانت آن را میگیریم.من که احساس نمی کنم به مملکتم خیانت میکنم و میدانم که این کارم روزی به نفع ایرانم خواهد بود. ضمن اينكه ايران در مرحله خوبي از اين سيستم قرار گرفته است.
11-ارزش مسکوکات شرگت گلد کوئست بنا به گفته کارشناسان یا با مراجعه به اینترنت و مقایسه آن با قیمت سکه هایی از همین دست بسیار پایین تر از قیمت فروخته شده می باشد. همچنین بر طبق قانون عدم در صورتی که قیمت این سکه ها با قیمت فروخته شده تفاوت چندانی نداشته باشد پس حتما شرکت گلد کوئست اینترنشنال متضرر می باشد. (این هیچ ربطی به قانون سقف در آمد ندارد لطفا موضوع را با سقف خلط بحث نکنید)
می توانید بگوئید به گفته کدام کارشناش و کدام سایت اینترنت قیمت سکه ها را تعیین و مقایسه میکنید.شاید منظورتان جناب آقای دکتر کا.....
که پشت تریبون حتی سکه را به قیمت طلای آن حساب نمی کند(گفتگوی خبری چند وقت پیش شبکه دو را یادتان هست)در مورد قیمت محصولات قبلا که صحبت شد.و مطمئن باشید که با سکه هائی در همین دست تفاوت چندانی ندارد.در مورد پرداخت پورسانتها تمام کسانی که با این کار آشنا هستند میدانند که چگونه پرداخت می شود واز چه راههائي اين همه پورسانت پرداخت ميگردد.که یکی از آنها همان سقف درآمد می باشد.
12- در وصف خارج شدن ارز از کشور همین بس که گفته شود اکثر پورسانت ها از طریق Ecard و از طریق گرفتن پول فروش این Ecard ها(به زیر دستی ها و ورودی های جدید) که این Ecardها هیچ ارزشی به جز برای شرکت و مشتریانش ندارد دریافت می گردد. و حتی پولی به کشور وارد نمی گردد.
برای من میدانید چه چیزی جالب است.؟این که شما دوستان مخالف از آمار وگفته ها هر جا که به نفع خودتان باشد استفاده میکنید.و هر جا که خواستید آن را به نفع خودتان تغییر می دهید انجام میشود.اگر خریدها فقط از طریق Ecard انجام مي شد. نه ارزی ازکشور خارج می شود ونه ارزي وارد كشور ميگرديد پس به گفته ایشان در کل اصلا ارزی از کشورخارج نمي شود كه ما بخواهيم نگران خروج ارز از كشور باشيم.فقط در این میان طلای رایگان وارد ایران می شود که در کل به نفع کشور است.اما این طور نیست این پورسانتها که به صورت ایکارت میباشد جوابگوی خریدهای جدید نمی باشد.و بایست بابت خرید ارز از کشور خارج شود،اما ازچرخه صرافیها که نیاز به گفتن این نوع چرخه نمی باشد.هر کسی که بگوید بابت اين كار ارزي خارج نمی شود دروغ گفته است.اين فقط هنگام خريد محصولات گلد كوئيست نيست بابت هر جنسی که از خارج وارد می شود ارزی از کشورخارج می گردد.چند وقت پیش خبری را در روزنامه می خواندم با عنوان ایران بزرگترین وارد کننده مواد آرایشی بهداشتی دنیا. ودر ادامه از ضررهای جسمی وعوارض آن سخن گفته بود.جالب نیست هر ساله چندین میلیون دلار ارز از کشوربابت خرید مواد آرایشی از خارج می شود تا لب وصورت دخترانمان بمالیم و برای لذت بردن پسرها آنها را روانه خیابان کنیم. چقدر ارز بابت خرید سیگار از کشور خارج می شود و آيا ميدانيد به گفته خودشان چندین برابرهزينه كشيدن سيگار هزینه مداوای امراض ناشی از سیگار کشیدن مي شود. ميدانيد ساليانه چقدر پوشاك و كفش چيني وارد ايران ميگردد؟ آيا ميدانيد اين واردات بي حساب چه ضربه بزرگي به صنعت پوشاك و كفش و ديگر صنايع ما نموده ؟ طبق گفته خودشان سالانه چيزي حدود 35 ميليارد دلار واردات كالا داريم با اين حساب 240 ميليون دلارخروج ارز در عرض 4 سال از گذشت فعاليت اين شركت در ايران چند درصداز 140 ميليارد دلار خروج ارز از كشور در اين 4 سال مي باشد؟از این موارد زیاد هست واگر بخواهيم بگوئيم سخن به درازا مي كشد..اما فرقی که تجارت گلد کوئست با این موارد دارد در ورود یک جنس با ارزش با دوام همیشگی در قبال خروج ارز می باشد و تفاوت مهم دیگر این است که همان طور که گفته شد می تواند باعث شود که این خروج ارز بر عکس شود و در آینده نزدیک برگشت ارز داشته باشیم.ضمن اينكه دانش اين نوع تجارت را وارد ايران نموديم.
13- با فرض عضویت 500 هزار نفر در گلد کوئست چیزی حدود 240 میلیون دلار ارز از کشور خارج شده است؟ سوال من این است که ارزش افزوده این 240 میلیون دلار بیشتر است یا ارزش افزوده سکه هایی محدود در شرایط گذر زمانی مساوی. ( که تازه در شرایطی که پیش بینی درست از آب در آید و سکه ها گران شوند)
گفتید خروج 240 میلیون دلار خروج ارز یاد گفته آن کارشناس افتادم كه میگفت با این مقدار میتوان 360000 شغل ایجاد کرد ویک سری موارد دیگر.پیش خودم فکر کردم با این حساب می توان با یک میلیارد دلار تقریبا 5/1 میلیون شغل ایجاد نمود.بعد پیش خودم فکر کردم این همه درآمد نفت کجا میرود با چقدر از این دهها میلیارددلار مازاد درآمد نفت میتوان بیکاری را در کشور ریشه کن نمود تا کسی به خاطر بیکار بودن وارد این گونه سیستمها نشود؟و متعجب هستم که چرا این کار نمی شود. چرا طبق آمار رسمی 14 درصد بیکار در جامعه داریم؟آیا می دانید 14 درصدآمار بيكاري دیگر یک معضل اجتماعی نیست بلکه یک معضل امنیتی می باشد؟ چرا؟؟؟؟بگذریم...
اما در جواب سوال ایشان بگم با توجه به دیگر موارد مفید این تجارت ارزش افزوده گلد کوئست بیشتر است.
14- جالب است که دوستان گلد کوئستی در صفحه دوم پرزنت خود فعالیت بازاریابی (واسطه ها ) که به قول شما تجار هستند را غیر ضروری و مضر می داند حال آنکه شما آن را مفید می دانید
به هر حال بعضي از اجناس به دلايلي هيچ چاره اي ندارند تا از دست واسطه ها عبور كرده و به دست ما برسد.آيا وسايلي كه مورد نياز ما هست وبا واسطه به دست ما ميرسد آيا براي ما مفيد نيست؟ضمن اينكه بفرمائيد جناب دكتر در كدام يك از گفته هايشان عرض كردند كه مفيد است؟
15-ضمنا منظور از این که این شرکت و فعالیت هایش غیر مولد است باید به صورت سیستمی به آن نگاه کرد 500 هزار بازاریاب برای فروش 500 هزار سکه؟ کجای دنیا به این کار مولد می گویند؟ آیا این شغل کاذب نیست؟ آیا تولیدی که انجام شده نیاز به این همه بازاریاب داشته است؟
16- پاسخ به سوال شما بسیار انحرافی تر می باشد ؟ بنده ربط پاسخ شما و سوال را نمی فهمم؟ 500 هزار سکه بهار آزادی آیا 500 هزار بازاریاب دارد؟ اصلا اصل قضیه فرق می کند این کاری که گلد کوئست انجام می دهد نوعی فروش شبکه ای کاذب است در حالی که سکه فروش، فروش مستقیم (Direct selling) می کند. ضمنا شما چرا درصد سود بازاریابان را بیان می کنید بهتر نیست درصد ضرر 93 درصدی افراد را بیان کنید؟ آیا در فروش سکه هم 93 درصد بازاریان متضرر می شوند؟
باز هم استفاده ابزاري از آمار.اگربا بازاريابي 500 هزار نفر 500 هزار سكه فروخته شده است تمامي اين افراد كه بايد حداقل 50 دلار سود كرده باشند(بابت يك به يكي كه در اول تعادل ايجاد ميشود 50 دلار پورسانت پرداخت ميگردد)چرا اينجا قانون 25و75 يا به قول شما 7و93 درصد را اعمال نميكنيد.پس به گفته شما بايد فقط 7 درصد از اين 500 هزار نفر در واقع يك بازارياب بايد باشد.يعني چيزي حدود 35000 نفركه شغلشان بازار ياب شده است.در مورد كه ضرر ديدن افراد هم توضيحات لازم را در بالا دادم.
17- امید واهی دادن نیز موجب فسق قرارداد می شود که الحمد ا.. در گلد کوئست از این امیدهای واهی تا دلتان بخواهد داده می شود (به عنوان مثال در صفحه ای که به شما می گویند حدستان در مورد اینکه دو نفر را در چند ماه می توانید وارد کنید و با کمی محاسبه به شما نشان می دهند شما به در آمد 82.250 دلاری بعد از گذشت 10 Step می رسید. چرا نمی گویند اگر همین طور که تو می گویی و با فرض اینکه تو اولین نفر موجود در دنیا باشی بعد از 32 Step باید تمام جهان وارد چنین کاری شوند؟)
اول اجازه بدهيد اشتباه شما را اصلاح كنم step را اشتباه به جاي stege بيان كرديد.اين را فقط براي اطلاع شما گفتم.
در ضمن طبق گفته هاي قبلي اين سيستم هيچ فقط به مرز اشباع شدن نمي رسد.وديگر اينكه هميشه تعداد امتيازها در stege ها نشان دهنده تعداد افراد شركت كننده در سيستم نمي باشد.به دليل اين كه stege ها بر اساس امتيازها مي باشد. و گاهأ يك شخص ممكن است امتيازهاي بسياري خريداري كرده باشد.حتي تا 21 امتياز.
18-همانطور که قبلا گفتم شما کافی است در اینترنت رفته نمونه های دیگری سکه ها مشابه متعلق به شرکت های دیگر را مقایسه نموده تا به عمق فاجعه آشنا شوید؟
می توانید بگوئید کدام سایت تا ما برویم وبا عمق فاجعه آشنا شویم؟
19- جهت اطلاع شما اقتصاددان محترم؟ علت گرانی سکه های بهار آزادی کلکسیونی بودن آن نیست؟ علت؛ کنترل تورم و نقدینگی است. یعنی بانک مرکزی با بالا و پایین بردن قیمت سکه موجب کنترل نقدینگی و متعاقب آن تورم در بازار می شود
چقدر هم تورم در ایران کنترل میگردد.اصلا ما که در ایران تورم نداریم. داریم ؟نه........ جالبه تورم در ایران با قیمت گذاری سکه بهار آزادی کنترل می شود برای همین هم هست که بسیار موفق بوده اند.مهريه عروس خانمها را هم براي همين سكه قرار ميدهند كه با تورم جامعه هماهنگ است.پس سكه باعث تورم مي شود.وتورم نيز باعث افزايش قيمت سكه؟
در انتها باید یاد آور شوم که ایشان آیا در این صلاحیت هستند که درمورد قوانین کشور یا احکام مراجع اظهار نظر کنند؟ بالاخص در این مورد که هم منع قانونی و هم حرمت شرعی دارد؟
بنده در حوزه فقهی اطلاعاتم زیاد نیست که اشکالات این آقای بید آباد در انجا را نیز بیان کنم که از دوستانی که در آن حوزه تخصص دارند خواهشمندم نقدی بر مطالب ایشان در این حوزه بنویسند
در مورد این مطلب در بالا توضیح دارم برای من که صحت گفته های دکتر بیژن بید آباد مسلم شده است وشکی در آن ندارم.براي تمامي دوستان همكارم ديگر روشن شده است كه شما دوستان براي پيش بردن حرفتان حاضر به زدن هر نوع تهمت،سخنان نادرست و…. هستيد اما مطمئن باشيد كه تاريكي شب ميرود اما رو سياهي آن براي ذغال مي ماند.به ما تهمت خيانت كار به كشور، كلاهبردار،تروريسم اقتصادي و جديدأ هم برپا كننده مراكز فساد در جلسات گروهي خود ميزنيد. مائي كه با وضو وارد جلساتمان مي شويم كساني كه تا ديروز حرفي از خدا نميزدند ولي اكنون ورد زبانشان نام مقدسش مي باشد.در همين گروه خودمان كساني را ميشناسم كه معتاد بودن و اعتيادشان را ترك كردند و با افتخار ميگويند كه به خاطر اين كار هرگز ديگر دنبال مواد مخدر نخواهم رفت.كساني را ميشناسم كه بعد شروع اين كار بسياري از بديهايشان را كنار گذاشتند .مي دانيد چرا؟ چون كساني كه مي خواهند در اين سيستم موفق باشند بايد آدمهاي خوبي باشند. يك آدم معتاد ، يك آدم هرزه هيچ وقت نمي تواند در اطرافيانش تاثير گذار باشد و انها را وارد سازمان خودش كند.نميخواهم بگويم كه اصلا چنين اتفافقي نيفتاده است(البته من تاكنون به هيچ عنوان چيزي در اين مورد نشنيده ام)اما اگر اتفاق افتاده باشد آيا ميتوان گفت كه باعث آن گلد كوئست بوده است؟ و به اين دليل بايد جلوي اين شركت را گرفت.پس با اين حساب بايد تمامي دانشگاههاي كشور را بست.نكند مي خواهيد بگوئيد در دانشگاههاي ما هيچ اتفاقي نمي افتد؟ ودانشگاه پاك پاك است.آيا بايد دانشگاه را به خاطر بعضي از افراد ضعف النفس تعطيل نمود.نكته ديگري كه ميخواستم بگويم اين است كه هر چيزي كه شما بگوئيد هم خوبي دارد و هم بدي.با چاقو مي توان هم جان يك انسان را گرفت و هم مي توان جان يك انسان را نجات داد.network marketing نيز هم بدي دارد و هم خوبي. پس چرا باه سعي نكنيم كه از خوبيهاي آن استفاده كنيم و براي درمان بسياري از دردهاي جامعه از آن استفاده نمائيم.ما كه در گروهمان از خوبيهاي اين سيستم استفاده ميكنيم.نمي دانيد چقدر لذت بخش است وقتي مي بينيد كه مي توانيد در زندگي ديگران چه از نظر معنوي و چه مادي تاثير گذار باشي و تغييري بزرگ در زندگيشان ايجاد كني.ميتواني به آنها چيزهائي بياموزي كه در زندگيش نه خانواده به او آموخته نه معلمان به اصطلاح آموزش و پرورش. مواردي كه ميداني در زندگيش به دردش مي خورد.چه حالا گلد كوئست باشد چه نباشد.اين حرفها براي شما دوستان مخالف شايد معني نداشته باشد.شايد به خاطر آنكه در بطن كار نبوديند.آن بازيگر را يادتان هست كه براي اينكه نتواند نقش يك معتاد را به خوبي بازي كند چندين ماه با معتادان زندگي كرد تا توانست آن نقش را بسيار عالي بازي كند.و تا شما خودتان وارد نشويد مطمئن نمي توانيد به درك حرفهاي من برسيد. وبرايمان مسلم شده است كه
از مخالفت مهراس چرا كه بالها در خلاف باد و نه موافق آن به پرواز در مي آيد.
پایان من نیز از مسئول محترم سایت خواهشمندم برای اینکه این دادگاه هم دادستان داشته باشد و هم وکیل مدافع در صورت امکان این مطالب را با عنوان نقدی برنقد مقاله آفای دكتر بيژن بید آباد در قسمت مقالات خود مندرج نمایند
با تشكر
A-A-N

۰۸/۰۵/۱۳۸۴
-> به نام خدا
دوست عزیزی که تفکر بنده را به بربریت نسبت دادید:
1- اگر منظورتان از بند اول صحبتتان طلای آن می باشد که خوب این واضح است که طلای سکه یک سوم ارزش پول را دارد اما اگر منظورتان خود قیمت سکه ای که می پردازید (860 دلار) (موردی که بنده در بند 11 مطرح نمودم) یک سوم ارزش واقعی است باید از همفکری و هم نظر بودنتان تشکر کنم؛ اگر بنده در بند 11 اثبات مدعی قیمت سکه را عرض کردم علت این بود که اکثر دوستان کوئستی این واقعیت که سکه ارزشی واقعی ندارد (در حدود یک سوم می ارزد ) را نمی پزیرند دلیل دیگر بنده نیز صحبت آقای بید آباد بوده است ایشان در بند 5 فرمودند سکه دارای ارزشی واقعی است (هرچه باشد بنده نقدی بر مقاله ایشان نوشتم و مخاطب بیانم ایشان بودند)
لذا اگر منظورتان از ارزش طلا، ارزش سکه آن است و آن را ناواقعانه می دانید که باید بگویم شبکه QI، دسیسه هرمی بیش نیست اما اگر منظورتان طلا بوده و معتقید قیمت سکه واقعی است پیشنهاد می کنم بند 11 مقاله مرا به صورت کامل مطالعه نمایید.
2- هم چنان که در انتهای بحث خدمتتان عرض کردم بنده در حوزه فقهی اطلاعات چندانی ندارم لذا در این مورد نیز بنده بحثی نکرده ام. چیزی که در بند 8 عرض نمودم در ایراد به سخن آقای بید آباد بود که فرمودند "طی جلسه ای تفهیم می شود که هم وجاهت شرعی و هم وجاهت قانونی دارد" سوال من این است که آیا شما در صفحات انتهای کاتالوگ احکام مراجع که نادرست است را قرار نداده اید؟ آیا به فرد در حال پرزنت نمی گویید این کار وجاهت قانونی دارد در حالی که آقای کریمی راد سخگوی قوه قضاییه بارها اعلام نمودند این فعالیت غیر قانونی است؟
3- جالب است که معیار عقب ماندگی و پیشرفت شما وجود 3 دیش ماهواره است؟ بله بر طبق فرمایشات شما بنده که نه تنها 3 ماهواره که حتی 1 ماهواره هم در خانه ندارم عقب مانده می باشم. (به نظرم با معیار شما بالغ بر 75 درصد افراد در ایران عقب مانده هستند)
4- آقازاده هایی که پول هنگفت از مملکت ما خارج می کنند؛ کار غلطی انجام داده اند و باید در پیشگاه خدا و مردم ایران زمین پاسخ گو باشند، کار اشتباه برای همه اشتباه هست هم برای آقازاده، هم برای ورزشکار یا زائر خانه خدا که به دلیل آوردن سوغاتی ضربه بر پیکر ایران وارد می کند و هم خروج هنگفت ارز برای لوازم آرایشی و اسباب بازی، دوست گرامی قرار نیست ما کار اشتباه خود را با مثال زدن اشتباهات دیگران جبران و توجیه کنیم.
5- اگر مطالب بنده را به صورت کامل مطالعه می کردید می دید که 600 دلار (860 دلار تازه بدون هزینه Shiping) ارز از کشور خارج نشده است بلکه فقط و فقط شرکت QI ( با فرض 500 هزار عضو در ایران و با احتساب اینکه این سکه 250 دلار می ارزد و تنها 600 دلار ارزبری داشته و با محاسبه پورسانت های برگشتی) 250000000 دلار ( چیزی بالغ بر 2 میلیار تومان ) از کشور خاج کرده و به جیب خود ریخته است، سوال من این است به نظر شما فرق اینکه ما در این شرایط و با توجه به اقتصاد بیمارمان و وجود 80 درصد هم میهنی خود که زیر خط فقر زندگی می کنند آیا این قرارداد ترکمن چای دیگری نیست؟ چرا باید 2 میلیارد تومانی که باید خرج شکم گرسنه پیرزنان و پیرمردان کشورمان شود را به شکم آقای Vijay یا آقای Bismark بریزیم؟ دوست من بهتر نیست خود را از خواب بیدار کنیم، تا کی می خواهیم که شکم هم میهنانمان بخاطر خود خواهی خود بخاطر بی کفایتی خود و به خاطر ... گشنه نگه داریم. یک زمانی قرارداد ترکمن چای باید ما را بدبخت می کند و از گذشتگانمان خاطره ای تلخ بر جای می گذارد و امروزه مدل نوین تر آن با استفاده از ابزار تجارت الکترونیک (اینترنت) کاری می کند تا فرزندانمان به بی کفایتی ما با خاطره تلخ بنگرند.
6- واقعا بنده خود را لایق این که برای این مردم دلسوزی کنم نمی دانم و اگر نقدی بر مقاله آقای بید آباد نوشتم تنها دغدغه ذهنی خود را پیاده کرده تا اگر کسی خواست آن را مطالعه نماید (راستی بنده یک دانشجو بیش نیستم اما منکر علاقه خود بر حقوق میلیونی نیز نخواهم بود)
در انتها از مسئول سایت که مقاله بنده را در سایت آورد تشکر می کنم و همچنین اگر این متن کمی تند است به دلیل عصبانیت یا نارحتی بنده از شما نبوده بلکه ناراحتی از خود بوده که چرا نتوانستم مقاله ای بنویسم که سوء تفاهمی برای شما ایجاد نشود.
در پناه ایزد متعال
خداحافظ

۰۷/۰۵/۱۳۸۴
-> باسمه تعالی
در خصوص نقدی بر مقاله دکتر بیدابادی
1- کسی در کوئست نمی گوید که طلاهای شما چندبرابر رازش دارد بلکه با صراحت می گویند یک سوم ان ارزش دارد .
2- در خصوص حلال و حرام بودن بسیاری از موارد بوده که در کمتر از پنج سال برای جامعه مسلمین خطر داشته اما بعد از ان مایه افتخار و سربلندی شده است نمونه شطرنج موسیقی ویدیو و...
3- در خصوص غیر قانونی بودن مواد مخدر غیر قانونی است اما ...
ماهواره غیر قانونی است اما در شهر های بزرگ اگر سه عدد دیش نداشته باشی عقب مانده ای
افرادی با تفکر شما در دوره بربریت بسر می برند و پولهای هنگفتی که توسط اقا زاده ها > وسایل ارایشی وااسباب بازی ها و سوغاتی زائران خانه خدا و مسافرتهای ورزشکاران کحترم با انهمه سوغاتی که بر می گردند خروج ارز نیست اما 600دلار که خارج می شود و به ازا ان حتی 250 دلار طلای 24 وارد می ش.ود انهم نه 18 که هیج جا ارزش و پشتوانه نیست خروج ارز از ممکلکت است ؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خدا داند و شما دلسوزان مردم؟؟؟؟؟؟ و انقلاب!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با حقوق های چند میلیونی
در صورت اماکان ثبت شود

۰۶/۰۵/۱۳۸۴
->
بسمه تعالی
با سلام
بعد از مطالعه متن آقای بید آباد موارد زیر به نظرم رسید که برای روشن شدن موضوع مفید باشد (البته بنده متن کامل (اسکن شده) آن را در روزنامه پول خوانده ام و برای مسئول این سایت نیز آن را Email نموده ام امید است مسئول سایت آن را در NMS قرار دهد):

برای مطالعه این متن خواهشمندم ابتدا مقاله آقای بید آباد را مطالعه نموده و سپس بر اساس ترتیب صحبت های ایشان این مقاله را مطالعه نمایند.
1- اولا این نقد اولین نقد علمی در حوزه اقتصادی نیست. (شما کافی است سری به آرشیو روزنامه های مختلفی مانند شرق، همشهری، ایران و ... زده و نقد های قبلی را ببینید.)
2- هر محدودیتی دلیل بر گران شدن آن کالا در آینده نیست مثلا اگر یک کتاب با تیراژ محدود الان چاپ شود چه ضمانتی دارد که در آینده به قیمت بسیار بالاتری بیرزد و بفروش برسد. (هیچ اقتصاددانی حداقل از منظر علمی مدعی موضوعی که حتما در آینده اتفاق بیافتد نیست و پیشگویی کاری وراء علم است.(شاید آقای بید آباد علم پیشگویی نیز بلد می باشند))
3- تیراژ 8 هزار و 10 هزار و ... تیراژ محدودی نیست معمولا تیراژی 10 – 50 بین کلکسیون ها محدود و محبوب است. ( برای اثبات این مدعی سری به میدان فردوسی بزنید تا تیراژ مسکوکات کلکسیونی را در بازار متوجه گردید.)
4- مانند همین سکه و با همین مشخصات قابل ضرب است، لذا محدودیت بدین معنی نداریم و اینکه بگوییم بانک آن را با گارانتی خود تایید نموده خلاف واقع می باشد ( چند خط پایین تر توضیح مبسوطی داده ام (مورد 7 )) علاوه بر این با فرض محال اینکه بانک محدودیت و مرغوبیت و ... را تایید نموده است می توان گفت بانک مثلا سومالی تنها مسکوکات شرکت QI را تایید نموده است و از کجا معلوم شرکت دیگری همان سکه با همان ویژگی ها را ضرب نکند ( سکه 24 عیار با وزن 1 OZ و با نقش خاصی بر روی آن ). ممکن است اینجا حق کپی رایت مورد سوال قرار گیرد که در پاسخ، شما را به قوانین Copyright آمریکا ارجاع می دهم تا ببینید به چه مواردی حق کپی تعلق می گیرد)
5- این جوک تاریخی است که بگوییم برای آیندگان از هم اکنون آثار تاریخی و عتیقه می سازیم مثلا بگوییم از هم اکنون برای آیندگانمان تخت جمشید می زنیم آن هم با تیراژ 5 هزار تا.
6- ارزش هر جنس به قیمت روز آن بر می گردد نه قیمت آینده آن ، مثلا شما نمی توانید یک زمین بایر را بیشتر از قیمت واقعی آن بفروشید به امید اینکه بعدا از کنار اتوبانی می گذرد و هیچ آدم عاقلی حاضر به خرید چنین زمینی نخواهد شد. ( پس چرا کوئستی ها سکه را بیش از قیمت واقعی آن می خرند؟ چون دلیل خرید اصلا سکه نیست بلکه رسیدن به پورسانت می باشد مانند اینکه شما حدس بزنید در همان زمینی که بیش از قیمت واقعی به فروش می رسد یک گنج نهفته است شما آن قیمت بیشتر را می پردازید اما نه به امید اینکه از کنار آن اتوبانی در آینده رد خواهد شد بلکه به امید رسیدن به گنج)
7- چیزی که بانک ها تایید نموده، محدودیت نیست. هر اقتصاددانی می داند که گارانتی بانک جهت این است که مثلا اگر ده سال دیگر قیمت طلا افت کرد تا جایی که ارزش قیمت وزنی آن از قیمت ارزش گارانتی کمتر گردد صاحب سکه با مراجعه به آن بانک می تواند سکه را داده و مبلغ گارانتی را بگیرد. (مثلا سکه حضرت امام (ره)، 50 دلار از بانک سومالی)
8- در آن جلسه (پرزنت) به دروغ و کذب احکام شرعی و قوانین حقوقی و اخبار واقع شده گفته می شود. (جعل احکام مراجع و قوانین حقوقی)
9- قسمت دوم به همین سادگی که فرمودید نیست یعنی صرفا بازاریابی ساده و عادلانه ای صورت نگرفته است به عبارتی روی هر چیزی که اسم بازاریابی بیاید دلیلی ندارد سالم است مثلا اگر کسی برای فروش مواد مخدر بازاریابی کند آیا آن بازاریابی به صرف یک عمل تجاری بازاریابی صحیح است یا به دلیل مضرات مواد مخدر این بازاریابی مورد نهی و نفی قرار گرفته است.
10- در گلدکوئست یا مای سون دایموند یا گلد ماین به دلیل اینکه بالغ بر 93 درصد افراد دچار ضرر می شوند (محاسبات در سایت موجود است) فعالیتی غیر عادلانه و کلاهبرداری می باشد.
11- ارزش مسکوکات شرگت گلد کوئست بنا به گفته کارشناسان یا با مراجعه به اینترنت و مقایسه آن با قیمت سکه هایی از همین دست بسیار پایین تر از قیمت فروخته شده می باشد. همچنین بر طبق قانون عدم Arbitrage در صورتی که قیمت این سکه ها با قیمت فروخته شده تفاوت چندانی نداشته باشد پس حتما شرکت گلد کوئست اینترنشنال متضرر می باشد. (این هیچ ربطی به قانون سقف در آمد ندارد لطفا موضوع را با سقف خلط بحث نکنید)
12- در وصف خارج شدن ارز از کشور همین بس که گفته شود اکثر پورسانت ها از طریق Ecard و از طریق گرفتن پول فروش این Ecard ها(به زیر دستی ها و ورودی های جدید) که این Ecardها هیچ ارزشی به جز برای شرکت و مشتریانش ندارد دریافت می گردد. و حتی پولی به کشور وارد نمی گردد.
13- با فرض عضویت 500 هزار نفر در گلد کوئست چیزی حدود 240 میلیون دلار ارز از کشور خارج شده است؟ سوال من این است که ارزش افزوده این 240 میلیون دلار بیشتر است یا ارزش افزوده سکه هایی محدود در شرایط گذر زمانی مساوی. ( که تازه در شرایطی که پیش بینی درست از آب در آید و سکه ها گران شوند)
14- جالب است که دوستان گلد کوئستی در صفحه دوم پرزنت خود فعالیت بازاریابی (واسطه ها ) که به قول شما تجار هستند را غیر ضروری و مضر می داند حال آنکه شما آن را مفید می دانید.
15- ضمنا منظور از این که این شرکت و فعالیت هایش غیر مولد است باید به صورت سیستمی به آن نگاه کرد 500 هزار بازاریاب برای فروش 500 هزار سکه؟ کجای دنیا به این کار مولد می گویند؟ آیا این شغل کاذب نیست؟ آیا تولیدی که انجام شده نیاز به این همه بازاریاب داشته است؟
16- پاسخ به سوال شما بسیار انحرافی تر می باشد ؟ بنده ربط پاسخ شما و سوال را نمی فهمم؟ 500 هزار سکه بهار آزادی آیا 500 هزار بازاریاب دارد؟ اصلا اصل قضیه فرق می کند این کاری که گلد کوئست انجام می دهد نوعی فروش شبکه ای کاذب است در حالی که سکه فروش، فروش مستقیم (Direct selling) می کند. ضمنا شما چرا درصد سود بازاریابان را بیان می کنید بهتر نیست درصد ضرر 93 درصدی افراد را بیان کنید؟ آیا در فروش سکه هم 93 درصد بازاریان متضرر می شوند؟
17- امید واهی دادن نیز موجب فسق قرارداد می شود که الحمد ا.. در گلد کوئست از این امیدهای واهی تا دلتان بخواهد داده می شود (به عنوان مثال در صفحه ای که به شما می گویند حدستان در مورد اینکه دو نفر را در چند ماه می توانید وارد کنید و با کمی محاسبه به شما نشان می دهند شما به در آمد 82.250 دلاری بعد از گذشت 10 Step می رسید. چرا نمی گویند اگر همین طور که تو می گویی و با فرض اینکه تو اولین نفر موجود در دنیا باشی بعد از 32 Step باید تمام جهان وارد چنین کاری شوند؟)
18- همانطور که قبلا گفتم شما کافی است در اینترنت رفته نمونه های دیگری سکه ها مشابه متعلق به شرکت های دیگر را مقایسه نموده تا به عمق فاجعه آشنا شوید؟
19- جهت اطلاع شما اقتصاددان محترم؟ علت گرانی سکه های بهار آزادی کلکسیونی بودن آن نیست؟ علت؛ کنترل تورم و نقدینگی است. یعنی بانک مرکزی با بالا و پایین بردن قیمت سکه موجب کنترل نقدینگی و متعاقب آن تورم در بازار می شود.
20- در انتها باید یاد آور شوم که ایشان آیا در این صلاحیت هستند که درمورد قوانین کشور یا احکام مراجع اظهار نظر کنند؟ بالاخص در این مورد که هم منع قانونی و هم حرمت شرعی دارد؟

بنده در حوزه فقهی اطلاعاتم زیاد نیست که اشکالات این آقای بید آباد در انجا را نیز بیان کنم که از دوستانی که در آن حوزه تخصص دارند خواهشمندم نقدی بر مطالب ایشان در این حوزه بنویسند.

در پایان از مسئول محترم سایت خواهشمندم در صورت امکان مطالب این Comment را با عنوان نقدی بر مقاله آفای بید آباد در قسمت مقالات خود مندرج نمایند.

ممنون و متشکر
M_I


 

بازگشت


Send mail to info@nms.ir with questions or comments about this web site.
Copyright © 2010 nms.ir